
كودكان و نوجوانان در سنين بين 16 تا 18 سالگي به طور متوسط 12000 ساعت را در مدرسه مي گذرانند. پس از خانواده، مدارس،كانون اصلي زندگي به شمار مي رود و فعاليت هاي مدرسه اي در زندگي اين گروه سني به صورت فعاليت اصلي در مي آيد. تحقيقات نشان داده اند كه مدرسه شكل دهنده ي ساختارهاي شخصيتي و رواني دانش آموزان است. مدرسه محيطي است كه دانش آموز در آن جا شايستگي، شكست، موفقيت، محبوبيت، انزوا، طرد و … را تجربه مي كند.بهترين و مؤثر ترين فرد در هر مؤسسه تربيتي ويا مدرسه، معلم است. نقش الگويي معلم و نفوذي كه او در انضباط دادن به رفتارهاي دانش آموزان دارد، برهمگان روشن است. از آنجايي كه دانش آموزان يكي از الگوهاي مهم رفتاري خود را معلمان قرار مي دهند، اگر معلم از ويژگي الگو دهي خوبي برخوردار باشد مي تواند تأثيرات عميقي در رشد شخصيت دانش آموزان باقي بگذارد. الگوها مستبدانه يا قدرت مدارانه و يا در نقطه ي مقابل آن الگوهاي رها كننده ي معلّم، نقش مخرّبي را در شكل گيري شخصيت پرخاشگرانه ي دانش آموزان خواهد داشت. در حاليكه الگوهاي تعاملي و متعادل بين معلم و دانش آموزان كه در آن معلم به شخصيت و احتياجات اساسي دانش آموزان توجه كافي مبذول مي دارد و كارها را بر طبق استعداد و تمايلات ميان شاگردان تقسيم مي كند، نقش بهتري را در بهداشت رواني دانش آموزان ايفا خواهد كرد.اگر مدرسه و به ويژه معلم در مدرسه نتواند نقش مثبت خود را در بهداشت رواني دانش آموزان به خوبي ايفا كند،خود مدرسه به شرط فراهم بودن عوامل ديگري همچون عوامل خانگي و اجتماعي ديگر در ايجاد اختلالهاي رواني مي تواند مؤثر باشد. دشواريهاي رفتاري دانش آموزان از قبيل پرخاشگري،انزوا طلبي،ترس هاي مرضي تا حدودي ناشي از رفتارهاي نا مناسب كارگزاران تعليم و تربيت در مدرسه مي باشد. در اين گونه موارد از طريق آموزش هاي لازم ،يعني آموزش بهداشت رواني به كارگزاران تعليم و تربيت تا حدودي مي توان از بروز اين گونه اختلالها جلوگيري كرد.

مقدمه مدرسه و محیط های آموزشی کانون توجه صاحب نظران سلامت روان هستند. از این رو که این محیط با گروه های سنی که به عنوان گروه های حساس شناخته می شوند سر و کار دارند. علاوه بر اینکه سنین دبستان و راهنمایی و دبیرستان به عنوان سنینی شناخته می شوند که پایه ریزی شخصیت افراد در بزرگسالی در این سنین روی می دهد. مسأله قابل توجه این است که این دسته از گروه های سنی بیشتر اوقات خود را در این مدارس و محیط ها می گذرانند و روشن است که فضای این موقعیت ها تأثیرات مهمی بر سلامت افراد در بزرگسالی دارد. بر این اساس صاحب نظران مسائل روانی در کنار توصیه به خانواده ها در جهت شناخت عوامل مؤثر در بهداست روانی و تأمین آن، مراکز آموزشی و مدارس توجه خود قرار می دهند و ایجاد آشنایی و رعایت این عوامل را در مدارس اکیداًً توصیه می کنند.
ضرورت بهداشت روانی در مدارس رسیدن به اهداف آموزشی که مدارس به عنوان اهداف اساسی خود به آنها توجه دارند مستلزم تأمین بهداشت روانی دانش آموزان است. تحقیقات متعدد نشان می دهد که سلامت روانی دانش آموزان با پیشرفت تحصیلی آنها رابطه دارد. و دانش آموزانی که به نحوی از مشکلات روانی یا از فقدان بهداشت روانی مناسب رنج می برند اغلب با افت تحصیلی مواجه هستند. بنابراین ضروری به نظر می رسد جهت تأمین شرایط مناسب برای نیل به اهداف آموزشی، تربیتی و تضمین سلامت افراد در جامعه در سنین مختلف اعمال شیوه های مناسب جهت تأمین بهداشت روانی در مدارس مدنظر قرار گیرد.
محیط فیزیک مدرسه و بهداشت روانی محیطی که در آن دانش آموزان به کسب علم و آموزش مشغولند همچون تمام محیط های دیگر که بر رفتار فرد مؤثر است رفتار و سلامت روان آن ها را تحت تأثیر قرار می دهد. روشن است محیط فیزیکی مدرسه از جمله شرایط ساختمانی، نور، رنگ، بهداشت محیط در سلامت روان دانش آموزان تأثیر گذار است. از این رو ضروری است که در جهت ارتقاء بهداشت روانی دانش آموزان تأمین شرایط فیزیکی مناسب مورد توجه قرار گیرد و از آنجایی که قسمت عمده ساعات روزانه دانش آموزان در محیط مدرسه می گذرد شرایط نامناسب فیزیکی مثل ناکافی بودن نور، سیستم گرمایش و سرمایش نامناسب، امنیت ساختمان و.... بسیار حائز اهمیت است.
بهبود شرایط فیزیکی مدارس
برگزاری جلسات آگاه سازی برای دانش آموزان و در جهت آموزش مهارت های زندگی، کنترل استرس و تأمین بهداشت روانی بهداشت روانی معلمین حالت روانی معلم، بر چگونگی برداشت آن ها از موقعیتشان و اینکه آیا استرس به وجود خواهد آمد، تأثیر مهمی دارد. مثبت بودن و احساس سلامت روان می تواند در جلوگیری از بروز استرس بسیار مؤثر باشد.
سه عامل زیر، به ویژه مهم هستند:
شخصیت متعادل
نگرش مثبت در جهت حل مشکلات
توانمندی خود
شخصیت متعادل
شخصیت متعادل و استوار می تواند در به حداقل رساندن استرسی که معلمان در کار متحمل می شوند، مؤثر واقع شود. هرچند شما به راحتی نمی توانید شخصیت خود را تغییر دهید، اما می توانید در جهت به وجود آوردن نگرش های مثبت برای حل مشکلات، تلاش کنید. داشتن نگرش بدبینانه یا منفی به جهان، بدین معناست که استنباط شما از موقعت ها ، بیشتر تهدید آمیز است.
بهداشت روانی مسؤولین مدرسه
در تأمین بهداشت روانی دانش آموزان، توجه به بهداشت روانی مسؤولین و کارکنان مدارس نیز حائز اهمیت است. علاوه بر تأثیر الگویی مسؤولین مدرسه بر رفتار دانش آموزان نوع ارتباطی که با دانش آموزان برقرار می کنند می توانند سودمند یا برعکس مخل بهداشت روانی دانش آموزان باشد. از این رو لازم به نظر می رسد تأمین بهداشت روانی مسؤولین مدرسه و گزینش افراد سالم مورد توجه قرار گیرد.
نقش مشاور در تأمین بهداشت روانی در مدرسه مشاور نقطه مرکزی در تأمین بهداشت روانی مدرسه به شمار می رود. مشاور با شناسایی عوامل مخل بهداشت روانی و عوامل ارتقاء دهنده بهداشت روانی سعی در ایجاد فضایی سالم در مدرسه می نماید. علاوه بر نقش الگودهی، مشاوره می تواند الگویی برای معلمان دیگر باشد با شناسایی دانش آموزان مشکل دار و کمک به رفع مشکل آنها و شناخت سایر عوامل و با استفاده از امکانات موجود به ارتقای سطح بهداشت روانی مدرسه می پردازد. مشاور معمولاً مورد توجه معلمین و دانش آموزان بوده و اغلب به عنوان ارائه دهنده راه حل های مفید برای اهداف آموزشی و تربیتی از او یاری جسته می شود. بکارگیری مشاورین فعال گام های اساسی در بهبود شرایط و فضای روانی مدارس هستند.
توصیه هایی برای ارتقا بهداشت روانی مدارس
• آگاه سازی مسؤولین مدرسه و معلمین در اتخاذ شیوه های ارتباطی و تربیتی مناسب • رفع عوامل مخل بهداشت روانی معلمین
• ارتباط مستمر با خانواده دانش آموزان
• به روز رسانی اطلاعات و آگاهی های مشاوران و ارتقاء توانمندی ها و مهارت های آنها نگرش مثبت در جهت حل مشکلات افرادی که نسبت به حل مشکلات نگرش مثبتی دارند، می توانند در رویارویی با درگیری ها، به روشی مؤثر و مفید کنار بیایند. چنین افرادی در زندگی خود شاد و توام با امنیت خاطر دارند و احتمالاً از مشکلات محل کار، کمتر آزار می بینند . بنابراین، داشتن علایقی خارج از مدرسه و داشتن کارهایی در زندگی شخصی که به انجام دادن و لذت بردن از آن ها علاقه مند باشید، مهم است. تعادل سالم در مدرسه و زندگی خارج از مدرسه، حالتی از سلامت ذهنی را ایجاد می کند که آسیب پذیری شما را در قبال استرس، به هنگام بروز مشکلات در کار، بسیار کاهش می دهد. همچنین مشکلات مدرسه را کمتر به عنوان مدرکی دال بر ضعف خودتان تفسیر خواهید کرد.
توانمندی خود
بعضی از پژوهشگران اصطلاح (توانمندی خود) را در اشاره به خود استواری و اعتماد به نفس به کار برده اند. از چند جهت می توان (توانمندی خود) را مخالف خصیصه شخصیت نوروتیسم در نظر گرفت. فردی که روان نژندی شدید دارد، خیلی زود ناراحت می شود، درباره مشکلات خیلی نگران می شود و مشکلات را مدرکی دال بر ضعف خود می بیند. برعکس فردی که از(توانمندی خود) برخوردار است ، با استواری و اطمینان بیشتری به مسؤولیت هایی که به عهده اش می گذارند می پردازد و احتمالاً با آرامش و خرد با مشکلات روبرو می شود. چنین فردی، به مشکلات با این دید می نگرد که اگر چه پرداختن به آنها ساده نیست، هما دال بر ضعف وی نیز نیست. به راحتی نمی توانید شخصیت خود را تغییر دهید. اما مبحث (توانمندی خود) این نکته اصلی را برجسته می نماید که حس اعتماد به نفس یا آسیب پذیر بودن، در آغاز استرس مؤثر است. داشتن یک زندگی خانوادگی سالم و علایقی خارج از مدرسه،(توانمندی خود) را تقویت می کند. ما افراد زیادی را می شناسیم که وقتی چیزی ندارند درباره آن فکر کنند، درباره چیزهای دیگری نگران می شوند و شروع می کنند از کاه کوهی بسازند مطمئن باشید که زیستن در شرایط متعادل، به ایجاد یک شخصیت متعادل کمک می کند.نویسندگانی که در جستجوی ارتباط بین رفتار معلم به عنوان یک فرد، و رفتار او به عنوان یک معلم بوده اند، به نکات مشابه قابل توجهی دست یافته اند. آنها معتقدند فردی با اطمینان به مسؤولیت های مشکل مدرسه بپردازد که نسبت به خود، احساسی مطمئن و خوشایند داشته باشد. به طور کلی، به عنوان یک گروه حرفه ای،از سلامت روان برخوردارن. این مطلب تا اندازه ای بازتاب این حقیقت است که برای واجد شرایط شدن به عنوان یک معلم موفق، شما باید انتخاب شوید و دوره آموزش را بگذرانید. این دوره تضمین می کند که اکثر افرادی که دارای خصیصه های بیمارگونه هستند ،نمی توانند به این حرفه ملحق شوند. با وجود این، باید اطمینان حاصل کنید که شیوه ای که در زندگی انتخاب می کنید، به رشد شخصیت متعادل در شما کمک می کند و موجب تضعیف آن نمی شود.
امروزه در نقش و وظايف مدارس بسياري از كشورهاي جهان دگرگونيهاي عظيمي رخ داده است. اين تحولات باعث شده تا علاوه بر نقش سنتي مدرسه يعني آموزش صرف و رشد مهارتهايي مانند خواندن و نوشتن و اكتساب دانش، نقش پرورش روان و تكامل انسان نيز مورد توجه قرار گيرد.
در حال حاضر در بسياري از كشورها، فعاليتهاي پرورشي و بهداشتي وسيعي به عهده مدارس گذاشته شده است كه مطالعات، حكايت از نتايج و پيامدهاي مثبت آن ميكند. در كشور ما نيز با توجه به خيل عظيم دانشآموزان و همچنين نقش سلامت روان و پرورش كودكان و نوجوانان، توجه بيشتر به نقش پرورشي مدارس ضرورت تام دارد. حال، زمان آن است كه بايد با ايجاد زمينههاي مناسب، به ارتقاي بهداشت رواني و سطح سلامت در مدارس پرداخته و شرايطي فراهم شود تا مسوولان مدارس، برنامهريزان و مشاورا ن، روانشناسان و ديگر دستاندركاران آموزش و پرورش از طريق آشنايي با موضوعات بهداشت رواني، نونهالان اين آب و خاك را براي دستيابي به روان سالم ياري دهند. بهداشت رواني صرفا در محيط سالم فيزيكي به دست نميآيد، بلكه محيط سالم رواني نيز يك اصل مهم است. چه بسا كه محيط فيزيكي كودكان سالم و آرام باشد، اما محيط رواني آنها از درون ناامن و مضطرب باشد. طبق تعريف سازمان جهاني بهداشت، بهداشت رواني عبارت است از توانايي كامل براي ايفاي نقشهاي اجتماعي، رواني و جسمي. اين سازمان معتقد است كه بهداشت رواني فقط نبود بيماري يا عقبماندگي نيست، بنابراين كسي كه احساس ناراحتي نكند، از نظر رواني سالم محسوب ميشود.
بهداشت رواني كودكان
بهداشت و سلامت روان كودكان، موضوعي است كه به توجه جدي نياز دارد. امروزه با استفاده از برنامههاي مختلف مانند آموزش مهارتهاي زندگي، آموزش بهداشت رواني، مداخلات بهداشتي مبتني بر مدرسه و نيز درمانهاي تخصصي ميتوان به كودكان كمك كرد تا زندگي مفيدتر و رضايتمندانهتري داشته باشند. همه كودكان در زندگي خود با استرسهاي شديدي روبهرو ميشوند كه بخشي از آنها ناشي از تغييرات رشد بهنجار كودكان است، مانند رشد و تغييرات هورموني و همچنين تغييراتي كه در ارتباط با والدين و اجتماع رخ ميدهد. استرسهاي ديگر، فرديتر بوده و شامل فشار براي پيشرفت در مدرسه، نقل و انتقال خانواده، تغيير مدرسه، نزاع والدين، طلاق يا فشار براي سوءاستفاده از مواد است.
بسياري از كودكان بدون اينكه دچار مشكلات رفتاري يا تحصيلي جدي شوند، اين دوره را پشت سر ميگذارند و اين امر به علت تركيب عواملي چون مهارتهاي مقابلهاي موفقيتآميز، ميزان حمايتهاي قابل دسترس و ميزان استرسهاي محيطي (كه با آن روبهرو شدهاند) است.
متاسفانه تعيين كودكاني كه مشكلات بهداشتي دارند، تا پيش از بروز مشكل امكانپذير نيست بنابراين در برنامهريزيهاي بهداشتي همه كودكان و نوجوانان بايد مدنظر قرار گيرند و دامنه گستردهاي از مداخلات، از آموزش مهارتهايي براي سلامت روان تا مداخلات اختصاصي بهداشت روان به كار گرفته شود.
تقريبا يك پنجم كودكان بدون در نظر گرفتن اينكه كجا و چگونه زندگي ميكنند، در دوران كودكي دچار اختلالات رفتاري هيجاني ميشوند. حتي با محافظهكارانهترين برآورد هم ميتوان ادعا كرد كه 10درصد كل كودكان، زماني در طول اين دوره دچار آشفتگيهاي رواني ميشوند كه با آسيبهاي جدي همراه است و مدرسه، در زندگي بسياري از كودكان نقش اساسي دارد و در رشد بالقوه آنان موثر است، بويژه هنگامي كه خانواده از ايفاي نقشهاي اساسي خود ناتوان باشد بنابراين، مدارس براي بسياري از كودكان، حساسترين و مناسبترين نقطه مداخلات بهداشت رواني است.
از آنجا كه همه كودكان، بخصوص كودكان در معرض خطر وارد مدرسه نميشوند يا مدرسه را ترك ميكنند، براي ماندن اين كودكان در مدرسه يا دسترسي به كودكاني كه مدرسه نميروند، بايد به فكر استراتژيهاي ديگر بود.
در جهت تامين نيازهاي كودكان و نوجوانان، بايد بين نهادهاي جامعهنگر، نهادهاي جوانان و سازمانهاي ورزشي، نهادهاي مذهبي، موزهها، پاركها و كتابخانهها و... از يك سو و خانواده، مدرسه، سازمانهاي بهداشتي، رسانههاي گروهي و دولت از سوي ديگر، همكاري و فعاليت مشترك ايجاد شود.
نقش مدارس در ارتقاي بهداشت روان
مدرسه براي بهبود زندگي بسياري از كودكان و نوجوانان فرصت بسيار مناسبي فراهم ميكند. به موازات حركت ملتها در جهت آموزش همگاني، نقش مدارس در ارائه خدماتي مانند خدمات بهداشت رواني در امور تحصيل، اهميت روزافزون يافته است. در حال حاضر، مدارس با حمايت كامل خانواده و اجتماع، بهترين محل براي برنامههاي جامع بهداشت رواني به شمار ميرود، زيرا:
- تقريبا تمام كودكان در دورهاي از زندگي خود به مدرسه ميروند.
- مدارس، قويترين سازمان اجتماعي و آموزشي قابل دسترسي براي مداخله هستند.
- مدارس اثر عميقي بر كودكان، خانوادهها و اجتماع ميگذارند.
- مدارس مانند شبكهاي امن، از كودكان در برابر خطراتي كه بر يادگيري، رشد و سلامت رواني، اجتماعي تاثير ميگذارد، محافظت ميكنند.
- مدرسه همگام با خانواده، نقش تعيينكنندهاي در ايجاد يا تخريب عزت نفس كودك و احساس شايستگي آنان دارد.
- توانايي و انگيزه كودكان براي ماندن در مدرسه، يادگيري و استفاده از آموزههايشان، متاثر از سلامت روان آنان است.
- محيط موسسه آموزشي، در سطوح مختلف كودكستان، دبستان،دبيرستان و دانشگاه از عواملي هستند كه تاثير اساسي در بهداشت رواني افراد دارند. كار آموزش و پرورش در آموزشگاهها،در واقع دنباله كار پرورش شخصيت افراد در محيط خانواده است. كودكان در محيط آموزشگاهها ياد ميگيرند كه چگونه رفتار اجتماعي داشته باشند و نقش خود را در اجتماع ايفا كنند. آنان ميآموزند در چه محدودهاي بينديشند و حس همكاري داشته باشند.
- اين محيط ميتواند ارتباط درستي با كودك برقرار كند. او را آماده پذيرش مسووليت، تصميمگيري و حل مسائل زندگي سازد. كودكاني كه تازه به محيط آموزشگاه پا ميگذارند، مسلما مشكلاتي مانند پيوستگي اخلاقي دارند؛ يعني هريك از كودكان، در محيط خانوادگي خاص خود تربيت شدهاند و والدين آنها سليقههاي تربيتي متفاوتي دارند. مربيان و آموزگاران بايد با درايت خود، اين مسائل را درك كنند و كودكان را با محيط جديد تطبيق دهند.
- آموزشگاه، محيطي نيست كه فقط مسائل و مطالبي به كودك القا شود؛ بلكه در اين محيط، اخلاق و رفتار كودك نيز تكوين مييابد. مهمترين تمايلات بنيادي كودكان، بنا به تعلق داشتن و احساس امنيت، ناشي از نياز به ارزشمند بودن است. كودكي كه به مدرسه ميرود، به دنبال احساس تعلق مشابه آنچه در خانه تجربه كرده است ميگردد و در صورتي كه در خانواده به اين احساس دست نيافته باشد، در پي جبران آن در مدرسه است.
- هرگاه نتواند در گروه همسن خود، به احساس ارزشمند بودن برسد، براي نشان دادن اين كه فرد باارزشي است، درصدد جلب توجه ديگران برميآيد. اين جلب توجه، ممكن است به شيوههاي مختلفي بروز كند. برخي كودكان از طريق پيشرفت تحصيلي، ورزشي و اجتماعي، اين نياز را در خود رفع ميكنند.
- كودكي كه محروميت خود را به صورت پرخاشگري نشان ميدهد، در كلاس اختلال به وجود ميآورد و باعث ناراحتي معلم و مدير مدرسه ميشود؛ كودكي كه خشم خود را فرو ميخورد، بندرت بيانضباط ميشود؛ ولي اختلال شخصيت در او، بيشتر از كودكي است كه عناد خود را آشكار ميسازد. معمولا دلايل ناسازگاري در كلاس درس، روشن است.
- هر كودكي ميل به موفقيت دارد؛ ولي اگر وظايف او، خارج از حدود استعداد و علاقهاش باشد، احساس ناكامي و بيحوصلگي خواهد كرد. اين احساس محروميت، آزاردهنده است و او بايد به گونهاي آن را جبران كند.
- اين عمل، جبران ممكن است به صورت آزار رساندن به معلم، تخريب كتاب و صندلي و نيز اذيت كردن همكلاسيها جلوه نمايد. هر كودكي دوست دارد ديگران و بخصوص معلم و همكلاسيهايش بدانند كه او بااستعداد است؛ هرچند تا حدي هم كماستعداد باشد، بايد به طور كلي او را همان طور كه هست، قبول كنند.اين پذيرش از طرف ديگران و معلم، به او احساس اعتماد به نفس و اطمينان خاطر ميبخشد و او را شخصي باارزش نشان ميدهد.

نقش معلم در بهداشت رواني كودكان
تحقيقات گوناگون در اين زمينه نشان ميدهد رفتار اطفال دبستاني بسيار به رفتار معلمان آنها بستگي دارد، چنانچه معلمي روش محبتآميز همراه با انضباط منطقي در كلاس خود به كار گيرد، از همكاري، علاقهمندي و قدرت ابتكار شاگردانش بهرهمند خواهد شد. برعكس، معلمي كه از روش پرخاشگرانه و زور و تهديد استفاده ميكند، شاگردانش نيز با بيانضباطي در كلاس، بيتوجهي به درس و پرخاشگري صريح ظاهر ميشوند. چنين معلمي نميتواند منبع دانش براي اطفال باشد و اگر از طريق تنبيه و پرخاشگري هم بتواند انضباط را در كلاس حاكم سازد، چنين حالتي پايدار نخواهد بود و نميتواند احساس همكاري و علاقهمندي در شاگردان به وجود آورد. ميل به پيشرفت درسي در اغلب كودكان وجود دارد و اين تمايل تنها هنگامي ارضا ميشود كه هدفهاي مورد نظر كودك خارج از دسترس او نباشد.
تلاش معلم نبايد تنها به اين منجر شود كه دانشآموزان بهترين نمره را كسب كنند؛ بلكه بايد بكوشد به هر فرد به اندازه توانايي او مسووليت دهد و تا حد امكان به پرورش فكري، رواني و جسماني كودك بپردازد. معلمان در محيط آموزشگاهي ميتوانند با ارائه ارزشهاي صحيح و منطقي بزرگسالان، به دانشآموزان به نحو احسن كمك كنند. دادن پاداش مناسب، شناساندن و تدارك مدلهاي درست اخلاق و تربيتي جهت همانندسازي و ياري كردن آنها جهت رضايت داشتن از محيط مدرسه، از اهميت خاصي برخوردار است زيرا كودكان اغلب با كنترل دروني نامناسب و اجتماعي شدن نامطلوب به مدرسه ميآيند.
اگر كمك معلمان نباشد، چنين كودكان در مدرسه نيز شكست ميخورند و انگيزه بسيار كمي براي پذيرش ارزشهاي صحيح مدرسه خواهند داشت؛ كودكي كه رضايت كافي از مدرسه به دست نياورد، اغلب در همانندسازي با اولياي مدرسه شكست ميخورد و با مشكلات منضبطي و تحصيلي مواجه ميشود و در نهايت، عده زيادي از آنها ترك تحصيل ميكنند.
منابع :
1- بهداشت رواني - دكتر سعيد شاملو
2- كاربرد روان شناسي در آموزشگاه - دكتر بدري
منبع : مقاله " بهداشت روان در مدرسه " تاليف دكتر حمزه گنجي - سايت مركز مشاوره و خدمات روان شناختيhttp://www.fcchrz.com
1- مثبت درماني ؛ نوشته نورمن وينسنت پيل / توراندخت تمدن
2- خدا در ناخدا گاه ؛ نوشته ويكتور فرانكل /ترجمه ابراهيم يزدي
3- قرآن مجيد
4- با خالق هستي ؛ نوشته جي پي واسواني ؛ ترجمه فريبا مقدم

